استراتژی‌های قیمت‌گذاری

فرآیند قیمت‌گذاری محصولات و خدمات ممکن است کمی دشوار باشد، چرا که اگر قیمت‌های بسیار بالایی تنظیم کنید، میزان فروش شما پایین خواهد آمد و در صورتی‌ که قیمت‌ها را بسیار پایین در نظر بگیرید، سود فروش خود را از دست خواهید داد.

خوشبختانه برای تعیین قیمت نیازی به تکیه بر شانس و انداختن تیر تاریکی نیست؛ چراکه ده‌ها اصول و استراتژی قیمت گذاری وجود دارد که با استفاده از آن‌ها می‌توانید درک بهتری از نحوه تنظیم قیمت مناسب، بر اساس معیارهای خرید مشتریان و حفظ سودبخشی از فروش خود، داشته باشید.

راهنمای ایجاد شده به منظور کمک به شما عزیزان است؛ مهم نیست که در کسب‌و‌کار خود مبتدی باشید یا حرفه‌ای؛ نکات، تاکتیک‌ها و استراتژی‌های بیان‌شده در این راهنما می‌تواند قیمت گذاری محصولات را برای شما آسان کند.

برای بهره‌وری بیشتر، راهنما را در قسمت بوکمارک مرورگر خود ذخیره کنید تا بعدها بتوانید نکات را مجدداً مرور کرده و در فرآیندهای بیزینس‌تان، استفاده کنید.

استراتژی قیمت‌گذاری چیست؟

استراتژی قیمت‌گذاری درواقع مدل یا روشی برای تعیین بهترین میزان قیمت برای یک محصول یا خدمات است.

این استراتژی به شما کمک می‌کند تا بتوانید قیمت‌ها را با به حداکثر رساندن سود و ارزش کلی کالا و تقاضای بازار و مصرف‌کننده، در نظر بگیرید.

اما استراتژی قیمت‌گذاری به اندازه تعریفی که در بالا دیدید ساده نیست، چراکه اصول زیادی در این فرآیند وجود دارد.

استراتژی‌های قیمت گذاری بسیاری از عوامل کسب‌وکار شما از جمله اهداف درآمد، اهداف بازاریابی، مخاطبان هدف، جایگاه برند، ویژگی‌های محصول و… را در برمی‌گیرند.

علاوه بر این، استراتژی‌های قیمت گذاری می‌توانند تحت تأثیر عوامل خارجی مانند تقاضای مصرف‌کننده، قیمت‌گذاری رقبا، روند کلی بازار، عوامل اقتصادی و… باشند.

اینکه کارآفرینان و صاحبان مشاغل در فرآیند قیمت‌گذاری و رعایت اصول آن کوتاهی کنند، امری محال و غیرمعمول نیست.

آنها اغلب به هزینه محصولات خود نگاه می‌کنند، نرخ‌های رقیب خود را در نظر می‌گیرند و قیمت فروش خود را با چند تومان تغییر، تنظیم می‌کنند. درست است که هزینه محصولات (COGS) و نرخ رقبا در تعیین قیمت تأثیر دارند، اما هیچ‌گاه نباید در مرکزیت استراتژی‌های قیمت‌گذاری باشند.

به یاد داشته باشید که بهترین استراتژی قیمت‌گذاری، سود و درآمد شما را به حداکثر می‌رساند.

قبل از اینکه در مورد استراتژی‌های قیمت گذاری صحبت کنیم، خوب است یک مفهوم قیمت‌گذاری مهم را با هم مرور کنیم که بدون توجه به اینکه از چه استراتژی‌هایی استفاده می‌کنید؛ اعمال می‌شود.

کشش قیمتی تقاضا

این مورد برای تعیین اینکه چگونه تغییر قیمت بر تقاضای مصرف‌کننده تأثیر می‌گذارد استفاده می‌شود. در واقع اگر مصرف‌کنندگان با وجود افزایش قیمت، همچنان محصولی را خریداری می‌کنند (مانند گوشت، بنزین و…)، آن محصول غیر کشسان تلقی می‌شود.

از سوی دیگر، محصولات کشسان (مانند: بلیت سینما، برخی لوازم‌خانگی و…) با افزایش قیمت، دچار آسیب و کاهش میزان خرید خواهند شد.

کشش قیمت با استفاده از فرمول زیر محاسبه خواهد شد:

% Change in Quantity ÷ % Change in Price = Price Elasticity of Demand

مفهوم کشش قیمت به شما کمک می‌کند تا بفهمید که آیا محصول یا خدمات شما نسبت به نوسانات قیمت حساس است یا خیر . در حالت ایده آل، شما می‌خواهید محصولتان غیر کشسان باشد، به‌طوری‌که در صورت نوسان قیمت، میزان تقاضای آن ثابت بماند.

اکنون، بیایید برخی از استراتژی‌های قیمت گذاری را مورد بررسی قرار دهیم؛ البته توجه داشته باشید که این موارد لزوماً استراتژی‌های مستقل و مجزایی نیستند. درواقع بسیاری از آنها را می‌توان با هم ترکیب کرد و در نهایت برای تعیین قیمت محصولات و خدمات به کار برد.

انواع استراتژی‌های قیمت‌گذاری

  1. قیمت‌گذاری بر اساس رقابت
  2. قیمت‌گذاری به علاوه هزینه
  3. قیمت‌گذاری پویا
  4. قیمت‌گذاری فریمیوم
  5. قیمت‌بالا-پایین
  6. قیمت‌گذاری ساعتی
  7. قیمت‌گذاری اسکیمینگ
  8. قیمت‌گذاری نفوذ
  9. قیمت‌گذاری حق بیمه
  10. قیمت‌گذاری بر اساس پروژه
  11. قیمت‌گذاری بر اساس ارزش
  12. قیمت‌گذاری بسته
  13. قیمت‌گذاری روان‌شناختی
  14. قیمت‌گذاری جغرافیایی

در ادامه به بررسی هر کدام از این استراتژی‌های قیمت‌گذاری می‌پردازیم.

استراتژی قیمت گذاری مبتنی بر رقابت

قیمت گذاری مبتنی بر رقابت به عنوان قیمت گذاری رقابتی یا قیمت گذاری مبتنی بر رقیب نیز شناخته می‌شود. 

این نوع استراتژی قیمت‌گذاری، بر نرخ موجود بازار یا نرخ پیشروی یک محصول یا خدمات ارائه‌شده توسط یک برند، تمرکز می‌کند. 

درواقع این استراتژی مبتنی بر رقابت بوده و در آن از قیمت‌های رقبای بازار به عنوان معیار استفاده می‌شود و هزینه محصول یا تقاضای مصرف‌کننده در نظر گرفته نمی‌شود. 

کسب‌وکارهایی که در فضای بسیار اشباع‌شده رقابت می‌کنند، ممکن است این استراتژی را انتخاب کنند؛ چراکه تفاوت قیمت جزئی ممکن است عامل تعیین‌کننده‌ای برای مشتریان و افزایش فروش باشد.

با قیمت‌گذاری مبتنی بر رقابت ، می‌توانید محصولات خود را کمی پایین‌تر از رقبا، یا کمی بالاتر از رقبا، قیمت‌گذاری کنید.

به عنوان مثال: اگر قصد فروش نرم‌افزار اتوماسیون بازاریابی را دارید و قیمت رقبای شما بین 550 تا 790 هزار تومان بود، شما باید رقمی بین این دو، برای قیمت گذاری خدمات خود استفاده کنید. درواقع با این کار می‌توانید به حفظ رقابت و پویا نگه‌داشتن قیمت‌گذاری کمک کنید.

استراتژی قیمت گذاری مبتنی بر رقابت در بازاریابی

مصرف‌کنندگان در درجه اول به دنبال بالاترین کیفیت هستند و این مورد همیشه با پایین‌ترین قیمت یکسان نیست.

قیمت‌گذاری رقابتی می‌تواند برند شما را در موقعیت بهتری برای موفقیت در جذب مشتری قرار دهد. این نوع قیمت‌گذاری در زمانی بالاترین بازدهی را دارد که خدمات ویژه ارائه‌شده برند شما، توسط رقبا ارائه نمی‌شود. از جمله این موارد می‌توان ارائه خدمات ویژه به مشتریان، سیاست بازگشت سخاوتمندانه، یا دسترسی به مزایای وفاداری انحصاری  را نام برد.

استراتژی قیمت‌گذاری به علاوه هزینه

استراتژی قیمت گذاری به اضافه هزینه، صرفاً بر هزینه تولید محصول یا خدمات شما یا COGS شما متمرکز است.  این استراتژی به عنوان قیمت‌گذاری نشانه‌گذاری نیز شناخته می‌شود؛ چراکه کسب‌وکارهایی که از این استراتژی استفاده می‌کنند، محصولات خود را بر اساس میزان سود مطلوب، تعیین قیمت می‌کنند.

برای اعمال روش قیمت‌گذاری به علاوه هزینه، لازم است درصد ثابتی را به هزینه تولید محصول خود اضافه کنید.

به عنوان مثال فرض کنید خدمات شما در حوزه فروش کفش است؛ هزینه ساخت کفش‌ها 250 هزار تومان است و شما قصد دارید که هر فروش، چیزی حدود 250 هزار تومان سود کسب کنید.در این حالت شما قیمت فروش کفش موردنظر را 500 هزار تومان تعیین می‌کنید.

قیمت گذاری به علاوه هزینه معمولاً توسط خرده‌فروشانی که محصولات فیزیکی را می‌فروشند استفاده می‌شود. این استراتژی برای شرکت‌های مبتنی بر خدمات یا SaaS  مناسب نیست؛ چراکه محصولات آنها معمولاً ارزش بسیار بیشتری نسبت به هزینه صرف شده دارد.

استراتژی قیمت گذاری به علاوه هزینه زمانی عملکرد مناسبی دارد که رقبای شما نیز از همین استراتژی استفاده کنند. اما در مواردی ممکن است آنها به جای افزایش سود، بر روی جذب مشتری تمرکز داشته باشند. در این صورت شانس شما برای جذب مشتری جدید، کاهش پیدا می‌کند. قبل از اجرای این استراتژی به منظور اطمینان از اثربخشی، بهتر است  تجزیه و تحلیل قیمت‌گذاری را بررسی کنید.

استراتژی قیمت‌گذاری پویا

قیمت گذاری پویا به عنوان قیمت گذاری افزایشی، قیمت گذاری تقاضا یا قیمت گذاری مبتنی بر زمان نیز شناخته می‌شود و یک استراتژی قیمت‌گذاری انعطاف‌پذیر است که در آن قیمت‌ها بر اساس بازار و تقاضای مشتری در نوسان هستند.

هتل‌ها، خطوط هوایی، شرکت‌های خدماتی و… از الگوریتم‌های قیمت‌گذاری پویا استفاده می‌کنند و در آن عواملی مانند قیمت‌گذاری رقبا، میزان تقاضا و…، را در نظر می‌گیرند.

این الگوریتم‌ها برای شرکت‌ها و فروشندگان این امکان را ایجاد می‌کند که بتوانند قیمت‌ها را به طور مداوم تغییر دهند و درست در لحظه‌ای که مشتری آماده خرید است، تعیین کنند که چه مبلغی باید بپردازد.

قیمت گذاری پویا می‌تواند در حفظ استراتژی‌های بازاریابی شما تأثیر بسزایی داشته باشد. درواقع تیم شما می‌تواند از قبل برای تبلیغات و بازاریابی برنامه‌ریزی کند و الگوریتم‌هایی را برای تعیین قیمت در زمان مناسب تنظیم کند. حتی می‌توانید از روش قیمت‌گذاری پویا A/B در زمان واقعی استفاده کنید تا میزان سود خود را به حداکثر برسانید.

استراتژی قیمت گذاری Freemium

ترکیبی از کلمات Free و Permium است و زمانی استفاده می‌شود که شرکت‌ها یک نسخه پایه از محصول خود ارائه کنند و درنهایت کاربران برای ارتقاء و دسترسی به ویژگی‌های بیشتر، باید هزینه اشتراک پرداخت کنند.

قبلا در مقاله 28 بیزینس مدل استارتاپی درباره مدل کسب‌وکاری فریمیوم در استارتاپ صحبت کردیم.

برخلاف سیستم قیمت‌گذاری به علاوه هزینه، فریمیوم  نوعی استراتژی قیمت‌گذاری است که معمولاً توسط SaaS و سایر شرکت‌های نرم‌افزاری استفاده می‌شود. درواقع آنها با این کار عضویتی محدود و نگاهی کلی به عملکرد کامل نرم‌افزار خود به کاربران ارائه می‌دهند و با این کار اعتمادی بالقوه ایجاد می‌کنند.

در استراتژی فریمیوم، قیمت تعیین‌شده باید تابعی از ارزش درک شده آن محصول یا خدمات باشد؛ به عنوان مثال شرکت‌های ارائه‌ دهنده نرم‌افزارهایی با نسخه رایگان، نمی‌توانند برای ارتقاء نرم‌افزار مبلغی معادل 500 هزار تومان درخواست کنند. درواقع قیمت‌ها باید مقداری کم و معقول باشند و پس‌ازآن به تدریج در ازای دریافت ویژگی‌ها و مزایای بیشتر، افزایش پیدا کنند.

اگرچه استراتژی قیمت‌گذاری فریمیوم ممکن است در ابتدای کار منجر به ایجاد درآمد زیادی برای شما نشود، اما با ارائه اطلاعات ارزشمندی مانند: شماره تلفن، ایمیل و…، کاربران، می‌تواند ضمن ایجاد دسترسی به مشتری، در افزایش وفاداری کاربران و LTV ارزشمند نقش مؤثری داشته باشد.

استراتژی قیمت‌گذاری بالا و پایین

استراتژی قیمت‌گذاری بالا و پایین زمانی است که یک شرکت در ابتدا محصولی را با قیمت بالا به فروش می‌رساند اما پس از ارائه محصولات جدید یا مرتبط، قیمت محصول قبلی را کاهش می‌دهد. تخفیف‌ها، فروش‌های آخر هفته، جمعه سیاه و… نمونه‌ای از استراتژی بالا و پایین هستند، به همین دلیل ممکن است این استراتژی را به عنوان استراتژی تخفیف نیز، تلقی کنند.

قیمت‌های بالا و پایین معمولاً توسط شرکت‌ها و برندهایی ارائه می‌شوند که اغلب محصولات خود را به صورت دوره‌ای به فروش می‌رسانند؛ مانند پوشاک، مبلمان و….

اما چه چیزی یک استراتژی قیمت گذاری بالا/پایین را برای مصرف‌کنندگان جذاب می‌کند؟ 

بدون شک مصرف‌کنندگان از پیش‌بینی فروش و تخفیف لذت می‌برند، به همین دلیل است که جمعه سیاه و سایر روزهای تخفیف جهانی از محبوبیت بالایی هستند.

اگر می‌خواهید نرخ ورود و خروج محصولات فروشگاه خود را در تمام طول سال ثابت نگه دارید، یک استراتژی قیمت گذاری بالا می‌تواند به شما کمک کند. با ارزیابی محبوبیت محصولات خود در دوره‌های خاص در طول سال، می‌توانید از قیمت پایین به تدریج برای افزایش فروش در ماه‌های معمولی استفاده کنید.

استراتژی قیمت گذاری ساعتی

قیمت‌گذاری ساعتی که به عنوان قیمت‌گذاری مبتنی بر نرخ نیز شناخته می‌شود، معمولاً توسط مشاوران، فریلنسرها، پیمانکاران و سایر افراد یا کارگرانی که خدمات تجاری ارائه می‌دهند، استفاده می‌شود.

این استراتژی اساساً معامله زمان با پول است و معمولاً کارفرمایان در استفاده از آن مردد هستند؛ چرا که در این استراتژی، در ازای ساعات صرف شده به جای خدمات دریافت شده، هزینه پرداخت می‌کنند.

اگر کسب و کار شما پیشرفت سریع و گسترده‌ای دارد، استراتژی قیمت گذاری ساعتی می‌تواند برای مشتریان انگیزه همکاری با شما را ایجاد کند. در واقع با استفاده از قیمت‌گذاری ساعتی، مشتریان می‌توانند به جای صرف بودجه برای اجرای یک تعهد بودجه محور با هزینه‌های بالا، همکاری با شما را با قیمت مناسب‌تر انتخاب کنند.

استراتژی قیمت گذاری skimming

این استراتژی همانند رژیم لاغری هست و قیمت محصول کم‌کم کاهش پیدا می‌کند.

از این استراتژی قیمت‌گذاری زمانی استفاده می‌شود که شرکت‌ها بالاترین قیمت ممکن را برای یک محصول جدید در نظر می‌گیرند و سپس قیمت را در طول زمان کاهش می‌دهند؛ زیرا محبوبیت و تقاضای محصول به تدریج کاهش می‌یابد. درواقع اسکیمینگ لزوماً قیمت گذاری پایین/بالا محسوب نمی‌شود، چراکه قیمت‌ها در این استراتژی، به تدریج و در طول زمان کاهش می‌یابند.

محصولات دیجیتالی مانند پخش‌کننده‌های دی وی دی، کنسول‌های بازی ویدیویی و گوشی‌های هوشمند، معمولاً با استفاده از این استراتژی قیمت گذاری می‌شوند؛ چراکه با گذشت زمان، مقدار توجه به هر مدل کاهش می‌یابد. 

استراتژی قیمت گذاری اسکیمینگ می‌تواند به بازیابی هزینه‌های کاهش‌یافته کمک کند و محصولات جدید را با ارزش بیشتری قیمت گذاری کند.

اما توجه داشته باشید که درعین‌حال این استراتژی می‌تواند موجب نارضایتی مشتریانی شود که محصول را با قیمت کامل و اولیه خریداری کرده‌اند. همچنین به دلیل تفاوت در قیمت‌ها، حاشیه قیمت‌گذاری جعلی، توسط مشتریان تشخیص داده شود.

اگر محصولاتی که به فروش می‌رسانید دارای چرخه عمر کوتاهی داشته باشند، این استراتژی قیمت گذاری می‌تواند برای شما بسیار مؤثر باشد.

محصولات ممکن است به سرعت مورد توجه قرار بگیرند و به سرعت نیز محبوبیت خود را از دست بدهند، بنابراین شما زمان کوتاهی برای بهره‌وری از سود فروش در کسب‌و‌کار خود دارید.

از طرفی محصولاتی با طول عمر طولانی‌تر، می‌توانند برای مدت زمان بیشتری، قیمت‌هایی بالا داشته باشند. در واقع شما می‌توانید تکنیک‌های بازاریابی خود را به طور مؤثر برای هر محصول حفظ کنید و این فرآیند بدون نیاز به تنظیم مداوم قیمت‌گذاری هر محصول، انجام می‌شود.

استراتژی قیمت گذاری نفوذی

استراتژی قیمت‌گذاری نفوذی ، برخلاف قیمت‌گذاری ساده، زمانی اتفاق می‌افتد که شرکت‌ها با قیمت بسیار پایین وارد بازار می‌شوند و به طور مؤثر توجه و میزان فروش رقبا را کاهش می‌دهند. بااین‌حال، قیمت گذاری نفوذ در بلندمدت پایدار نیست و معمولاً برای مدت کوتاهی کاربرد دارد.

این استراتژی قیمت‌گذاری برای کسب‌وکارهای کاملاً جدید کاربرد دارد، که به دنبال جذب مشتری هستند. همچنین برای مشاغلی که در ابتدای ورود به بازار رقابتی موجود هستند، بهترین عملکرد را دارد. به‌طورکلی می‌توان این استراتژی را به عنوان زیان موقت در نظر گرفت که در آن باید امیدوار باشید که مشتریان اولیه شما، پس از اینکه به طور تدریجی قیمت‌ها را افزایش می‌دهید، همچنان به شما وفادار بمانند.

نوعی دیگر از استراتژی‌های مماس بر استراتژی نفوذی، استراتژی قیمت گذاری رهبری زیان است که در آن خرده‌فروشان اقلامی را با قیمت پایین‌تر، و به هدف جذب مشتری به فروش می‌رسانند و امیدوارند که این مشتری‌ها، سایر محصولات با قیمت بالاتر را نیز خریداری کنند.

قیمت گذاری نفوذ پیامدهای مشابهی با قیمت گذاری فریمیوم دارد؛ در این روش نیز پول یک شبه به کسب‌و‌کار شما وارد نمی‌شود، اما با قیمت‌گذاری بهینه یک محصول یا خدمات می‌توانید به کسب درآمد ادامه دهید و با افزایش قیمت‌ها، کسب‌وکار خود را ارتقاء دهید. نکته‌ای که برای استراتژی قیمت گذاری باید در نظر داشته باشید این است که ارزش محصولاتی را به فروش می‌رسانید بازاریابی کنید و قیمت محصول را به عنوان یک عامل ثانویه در نظر بگیرید.

استراتژی قیمت گذاری پریمیوم

این استراتژی با عنوان قیمت‌گذاری پرستیژ و قیمت‌گذاری لوکس نیز شناخته می‌شود.

این استراتژی زمانی به کار می‌رود که شرکت‌ها قیمت محصولات خود را بالا می‌برند تا تصوری لوکس و ممتاز از محصولات خود ایجاد کنند.

این استراتژی تمرکز بیشتری بر ارزش درک شده محصول دارد تا ارزش واقعی یا هزینه تولید آن.

قیمت گذاری پریمیوم، تابعی مستقیم از آگاهی از برند و درک برند است؛ درواقع برندهایی که از این نوع استراتژی برای قیمت‌گذاری‌های خود استفاده می‌کنند، از طریق ارزش و موقعیت محصولات ارائه‌شده خود، شناخته شده‌اند.

به همین دلیل است که قیمت‌های بالاتری نسبت به رقبای خود ارائه می‌دهند.

صنعت مد و تکنولوژی معمولاً با این استراتژی استفاده می‌کنند، چراکه با استفاده از آن می‌توانند به عنوان برندی لوکس، منحصربه‌فرد و کمیاب، محصولات خود را به بازار عرضه کنند.

قیمت گذاری پریمیوم کاملاً به تصور و درک محصول شما در بازار بستگی دارد؛ علاوه بر این روش‌های متعددی برای بازاریابی محصولات شما وجود دارد که می‌توانند بر میزان درک و تصور بهتر از محصول ارائه‌شده، تأثیر بگذارند. از جمله این روش‌ها می‌توان به استفاده از چهره‌های مشهور، کنترل عرضه، افزایش تقاضا و…، اشاره کرد.

استراتژی قیمت‌گذاری مبتنی بر پروژه

استراتژی قیمت‌گذاری مبتنی بر پروژه در نقطه مقابل قیمت‌گذاری ساعتی قرار دارد. در این استراتژی به جای تبادل مستقیم پول در ازای زمان، هزینه ثابتی برای هر پروژه دریافت می‌شود. این استراتژی توسط مشاوران، مشاغل آزاد، پیمانکاران، کارگران و…، به طور عمده مورد استفاده قرار می‌گیرد.

قیمت گذاری مبتنی بر پروژه ممکن است بر اساس ارزش محصولات ارائه‌شده در پروژه برآورده شود و افرادی که از این استراتژی استفاده می‌کنند، ممکن است هزینه ثابتی را از زمان تخمینی پروژه، در نظر بگیرند.

پیشروی با مزایایی که مشتری از کار با کسب‌و‌کار شما در یک پروژه به دست می‌آورد، می‌تواند قیمت‌گذاری بر اساس پروژه را جذاب‌تر کند. اگرچه هزینه پروژه ممکن است زیاد باشد، سرمایه‌گذاری یک‌باره می‌تواند ارزش آن را داشته باشد، چراکه مشتری اطمینان دارد که تا پایان پروژه با شما همکاری دارد و تا هر زمانی که لازم باشد، می‌تواند از خدمات شما استفاده کند و درنهایت پروژه خود را به صورت تکمیل‌شده، تحویل بگیرد.

استراتژی قیمت‌گذاری مبتنی بر ارزش

استراتژی قیمت‌گذاری مبتنی بر ارزش زمانی است که شرکت‌ها محصولات یا خدمات خود را بر اساس آنچه مشتری مایل به پرداخت است قیمت گذاری می‌کنند. حتی اگر ارزش محصول می‌تواند بیشتر از قیمت تعیین‌شده باشد، باز هم شرکت تصمیم می‌گیرد که قیمت‌های خود را بر اساس تمایل مشتری تعیین کند.

در صورت استفاده صحیح و دقیق، قیمت‌گذاری مبتنی بر ارزش می‌تواند احساسات و وفاداری مشتری شما را افزایش دهد. همچنین این استراتژی می‌تواند به شما کمک کند که مشتریان خود را در سایر جنبه‌های کسب‌و‌کار خود، مانند بازاریابی و خدمات، اولویت‌بندی کنید.

علاوه بر این، استراتژی قیمت‌گذاری مبتنی بر ارزش از شما می‌خواهد که دائماً با مشتری‌ها و  شخصیت‌های خریدار هماهنگ باشید و در صورت نیاز قیمت‌های خود را بر اساس این نظرات و احساس مشتری‌ها از خرید، تغییر دهید.

درواقع بازاریابی باید همیشه با ارزش همراه باشد؛ بنابراین استفاده از استراتژی قیمت‌گذاری مبتنی بر ارزش می‌تواند به تقویت تقاضا برای محصولات و خدمات شما کمک کند. تنها کافی است اطمینان حاصل کنید که مخاطبان شما به اندازه کافی تمایل به خرید و پرداخت هزینه محصول دارند. در این روش شما نباید با پرداخت هزینه‌های کم و بیش بر اساس معیارهای خارج از محدوده، برای فروش محصول خود مشکل ایجاد کنید .

استراتژی قیمت‌گذاری باندلینگ

استراتژی قیمت‌گذاری باندلینگ زمانی اتفاق می‌افتد که شما دو یا چند محصول یا خدمات مکمل را با هم ارائه می‌کنید و آنها را با یک قیمت به فروش می‌رسانید.

شما می‌توانید محصولات یا خدمات همراه خود را فقط به عنوان بخشی از یک بسته به فروش برسانید، یا آنها را به عنوان اجزای بسته‌ها و محصولات جداگانه بفروشید.

این استراتژی یک راه عالی برای افزودن ارزش محصولات یا خدمات از طریق ارائه پیشنهاد‌های ویژه به مشتریانی است که مایل‌اند برای بیش از یک محصول هزینه اضافی پرداخت کنند. همچنین می‌تواند به شما کمک کند تا مشتریان خود را سریع‌تر به بیش از یکی از محصولات یا خدمات خود جذب کنید.

معاملات بازاریابی بسته ای می‌تواند به شما کمک کند تا محصولات بیشتری را نسبت به زمانی که آنها را به صورت مجزا ارائه می‌کنید، به فروش برسانید. این استراتژی روشی هوشمندانه برای فروش و فروش متقابل پیشنهاد‌های خود به روشی است که برای مشتری و اهداف درآمدی برند شما مفید باشد.

استراتژی قیمت‌گذاری روانی

قیمت‌گذاری روان‌شناختی همان چیزی است که به نظر می‌رسد، این استراتژی انسان را از نظر روانشناسی و با هدف افزایش فروش، مورد هدف قرار می‌دهد. به عنوان مثال، با توجه به ” اثر 9 رقمی “، حتی اگر یک محصول با قیمت 99.99 دلار اساساً 100 دلار است، مشتریان ممکن است این معامله را صرفاً به دلیل وجود رقم‌های 9، سودمند بدانند.

راه دیگر برای استفاده از قیمت‌گذاری روان‌شناختی این است که یک کالای گران‌تر را مستقیماً در کنار کالایی که بیشتر روی فروش آن متمرکز هستید (چه در فروشگاه یا آنلاین) قرار دهید.

همچنین استفاده از پیشنهاد «یکی بخرید، یکی را با 50 درصد تخفیف (یا رایگان) دریافت کنید» که باعث می‌شود مشتریان احساس کنند شرایط خیلی خوب است و نمی‌توان از آن گذشت.

و درنهایت، تغییر فونت، اندازه و رنگ اطلاعات قیمت‌گذاری روی محصولات و اطراف آن نیز در موارد مختلف برای افزایش فروش، نتیجه‌های موفقیت‌آمیزی ایجاد کرده‌اند.

استراتژی قیمت‌گذاری روان‌شناختی برای به دست آوردن بهترین نتایج، نیازمند درک دقیق بازار هدف محصول موردنظر است.

 اگر مشتریان شما به تخفیف و کوپن تمایل دارند، استفاده از این روش می‌تواند به برطرف کردن نیاز روانی مشتری به صرفه‌جویی، کمک کند.

اگر کیفیت برای مخاطبان شما مهم است، ارائه کمترین قیمت‌ها برای محصولات ممکن است روش مؤثری برای رسیدن به اهداف فروش شما نباشد. صرف‌نظر از انگیزه‌هایی که مشتریان شما برای پرداخت قیمت هر محصول دارند، قیمت گذاری و بازاریابی شما باید با این انگیزه‌ها مطابقت داشته باشد.

استراتژی قیمت‌گذاری جغرافیایی

قیمت‌گذاری جغرافیایی زمانی به کار می‌رود که محصولات یا خدمات، بسته به موقعیت جغرافیایی یا بازار عرضه،  قیمت متفاوتی دارند.

اگر مشتری از کشور دیگری خرید کند، و یا اگر از نظر اقتصاد یا دستمزد، در مکانی که در آن کالا را می‌فروشید، نسبت به مکانی که خریدار سفارش خود را ثبت می‌کند، تفاوت‌هایی وجود داشته باشد، این استراتژی کاربرد مطلوبی دارد.

بازاریابی یک محصول یا خدمات با قیمت گذاری جغرافیایی، به لطف تبلیغات رسانه‌های اجتماعی به آسانی امکان‌پذیر است.

تقسیم‌بندی قیمت بر اساس کد پستی، شهر یا حتی منطقه را می‌توان با هزینه کم و نتایج دقیق انجام داد. این استراتژی حتی در زمانی که مشتریان به طور دائم نقل مکان می‌کنند و یا در حال سفر هستند، می‌تواند برای قیمت‌گذاری محصولات شما به طور ثابت به کار برود و به شما در حفظ هزینه‌های بازاریابی کمک کند.

همان‌طور که در بالا گفتیم، این استراتژی‌ها لزوماً به تنهایی و به صورت مجزا استفاده نمی‌شوند و در موارد ویژه می‌توانید آنها را با هم ترکیب کنید. اکنون، بیایید در مورد چگونگی ایجاد یک استراتژی قیمت‌گذاری به دلخواه خود صحبت کنیم.

منبع: hubspot

هم‌بنیانگذار
بنیانگذار و هم‌بنیانگذار کیست؟

اصطلاحات “بنیانگذار” و “هم‌بنیانگذار” را در حوزه استارتاپ بسیار شنیده اید. اما منظورشان دقیقا چیست؟ چه تفاوتی بین این دو اصطلاح وجود دارد؟ و چگونه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین بخوانید.

مراحل جذب سرمایه در استارتاپ‌ها

با پیشرفت دنیای کسب‌وکار و رواج استارتاپ‌های موفق، روش‌های سرمایه گذاری جدیدی نیز به وجود آمده است. روش‌های سرمایه گذاری مانند گذشته دیگر محدود و

سرمایه‌گذار فرشته

در دنیای امروزی کسب‌و‌کارها و استارتاپ‌های تازه نفس، اکثر افراد با نام سرمایه‌گذاران فرشته آشنا هستند؛ افرادی که با سرمایه خالص خود جان دوباره‌ای در

OKR چیست؟

اهداف و نتایج کلیدی  (OKR یا OKRs)  یک چارچوب تعیین هدف است که توسط افراد، سازمان‌ها و تیم‌های استارتاپی برای تعریف اهداف قابل اندازه‌گیری و

نوآوری در صنعت گردشگری

حتماً بارها برای‌تان پیش آمده که در خلوت خودتان و با تماشای عکسی از منظره‌ای بکر و جذاب از منطقه‌ای خوش آب و هوا  هوس

Send Us A Message