از ۰ تا ۱۰۰ استارتاپ استودیو

قبل از هر چیز بگذارید با هم تعاریف مختلفی که در خصوص استارتاپ استودیو وجود دارند را مرور کنیم.

طبق تعریف منتخب ما در تافردا، استارتاپ استودیو که با اسامی دیگری همچون کارخانه استارتاپ یا ونچر استودیو شناخته می شود، سازمانی است که به طور پیوسته ایده‌ها را ارزیابی می‌کند و به کمک منابع و زیرساخت‌هایی که در اختیار دارد ایده‌های منتخب را تا تبدیل شدن به شرکت و ورود به بازار کار همراهی می‌کند

البته در منابع مختلف تعاریف دیگری هم از استارتاپ استودیو دیده می‌شود که برای درک بهتر این مفهوم بعضی از این تعاریف را مرور می‌کنیم.

فهرست مطالب

استارتاپ استودیو چیست؟

ویکی پدیا: استارتاپ استودیو سازمانی است که ایده‌های نوآورانه و بنیان‌شکن را با همراهی تیم‌های متخصص مرتبط با صنعت، تبدیل به کسب‌و‌کارهای موفق می‌کند.

Thibaud Elziere( بنیان گذار EFounders): استارتاپ استودیو سازمانی است که هدف آن ایجاد شرکت های مکرر است. استودیوهای استارت‌آپی به لطف زیرساخت‌ها و منابع خود، شانس موفقیت یک استارتاپ را افزایش می‌دهند و ایجاد و رشد آن را بهینه می‌کنند.

استارتاپ استودیو چیست؟

کوپلکس: استارتاپ استودیو برنامه ای است که معمولاً پشتیبانی و منابع لازم را برای راه اندازی یک شرکت، از مرحله ایده تا تبدیل شدن به کسب و کار موفق فراهم می کند.

تکراسا: استارتاپ استودیو مرکزی است که با تأمین نیروی انسانی و مالی، به طور پیاپی استارتاپ خلق می‌کند. استارتاپ استودیو یک پروژه‌ کارآفرینی با چشم‌انداز، هم‌بنیانگذاران، تیم، استراتژی و سرمایه است که هدف آن توسعه‌ این دارایی‌ها می‌باشد. تأمین نیروی انسانی و مالی یکی از اساسی‌ترین ویژگی‌های یک استارتاپ استودیو است. 

در واقع تأمین هر آنچه برای به تحقق پیوستن یک ایده نیاز است شامل تیم و منابع مالی در استارتاپ استودیو انجام می‌شود.

نکسترا: استارتاپ استودیو در واقع ساختاری است که هدف آن ساختن شرکت‌های با ارزش می‌باشد و شانس موفقیت آن‌ها را در اکوسیستم افزایش می‌دهد

معیارهای اصلی تعریف یک استارتاپ استودیو

یک استارتاپ استودیو معمولا با سه معیار مهم تعریف می‌شود:

۱ – استارتاپ استودیوها کسب‌و‌کار خود را بر ایجاد استارتاپ‌ها متمرکز می‌کنند:

بر خلاف مراکز رشد یا سرمایه‌گذاران خطرپذیر، هدف اصلی یک استودیو استارتاپ، ایجاد یک استارتاپ از پایه است. این به معنای مشارکت در کل فرآیند و تخصیص منابع برای کار عملیاتی روی پروژه برای یک دوره زمانی است.

۲- استارتاپ استودیوها چندین استارتاپ را در طی یک فرایند تکراری ایجاد می‌کنند:

یکی از ویژگی‌های یک استارتاپ استودیو، توسعه سریع ایده‌های جدید است. آنها به جای ساخت یک پروژه در یک زمان، روی چندین پروژه استارتاپ به طور همزمان کار می‌کنند.

۳- استارتاپ استودیوها زیرساختی ایجاد می‌کنند که فرآیند ساخت و سرمایه‌گذاری کارآمد را ممکن می‌سازد:

استارتاپ استودیوها دارای زیرساختی هستند که از منابع ادغام شده تشکیل شده است: منابعی همچون ابزارهای فنی، فرآیندهای مدیریتی و یک تیم متشکل از تخصص‌های متنوع.

با ساخت چندین پروژه در سال توسط یک تیم، استودیوهای استارتاپی می‌توانند از این زیرساخت‌ها، نرم افزارها و روش‌های آزمایش شده در توسعه محصولات جدید به صورت مکرر استفاده کنند. تیم استودیو به عنوان بخشی از فرآیند انتخاب خود، به طور عمیق به تحقیق در بازار می‌پردازند. 

هنگامی که ایده‌ها از دید کارشناسان از فیلتر کیفیت عبور کردند، مرحله اکتشاف بازار و اعتبارسنجی ایده آغاز می‌شود. قبل از آغاز توسعه هم مفهوم محصول و هم مدل کسب‌وکار باید توسط تیم استارتاپ استودیو تایید شوند، و همچنین بازخورد لازم از شرکا و سرمایه‌گذاران اولیه دریافت شود. 

تاریخچه و روند گسترش استارتاپ استودیوها

ایده اولیه تشکیل سازمانی با کارکرد مشابه استارتاپ استودیو نخستین بار توسط “بیل گروس” مطرح شد. بیل به این نتیجه رسیده بود که یک ایده خوب برای موفقیت یک استارت آپ کافی نیست. بلکه عوامل متعددی مانند داشتن یک تیم ماهر، فرایند بهینه، سرمایه اولیه و… در فرایند موفقیت آن نقش دارند.

به همین منظور بیل گروس در سال 1996، Idealab را در نیویورک تاسیس کرد. بعضا از Idealab  به عنوان اولین استارتاپ استودیو تاریخ یاد می‌شود در حالی که این سازمان با تعریف امروزی استارتاپ استودیو متفاوت بود. در آن زمان دنیا برای پذیرفتن همچین ایده‌ای آمادگی نداشت. به همین دلیل حدود ده سال طول کشید تا اولین موج  استارتاپ استودیوها در جهان شکل بگیرد.

 در آن 10 سال، با وجود اینکه ایالات متحده (و کل جهان) وارد رکود اقتصادی شدند، استارتاپ استودیوها  توانستند مقاومت کنند و به شکوفایی خود ادامه دهند. به نظر می‌رسید رکود اقتصادی آنها را دست نخورده رها کرده است. این موفقیت تاثیر به سزایی در دیده شدن و رشد استودیوها داشت.

موج دوم بعد از این ده سال شکل گرفت. Betawork  و Rocket Internet سردمداران این موج بودند. این روند ادامه پیدا کرد و حال بعد از گذشت بیش از دو دهه از شکل گیری اولین استارتاپ استودیو، بیش از 200  استارتاپ استودیو در جهان شکل گرفته است. 

همچنین بخوانید: معرفی بهترین استارتاپ استودیوهای داخلی و خارجی

مقایسه استارتاپ استودیوها با سازمان‌های مشابه 

سازمان‌های حمایتی استارتاپ‌ها در اشکال متنوعی وجود دارد.

کارکرد اینگونه سازمان‌ها با یک نگاه کلی به استارتاپ استودیو شباهت دارد و در بسیار از مواقع با آنها اشتباه گرفته می‌شوند.

مراکزی مانند شرکت‌های سرمایه گذاری خطرپذیر( VCها) ، شتاب‌دهنده‌ها و انکوباتورها از جمله این سازمان‌ها هستند.

تفاوت استارتاپ استودیو با شتابدهنده

 اما این سازمان‌ها در واقع تفاوت‌هایی با استارتاپ استودیو دارند که در ادامه به آنها می پردازیم.

تفاوت استارتاپ استودیو و شتاب‌دهنده

شتاب‌دهنده‌ها و استارتاپ استودیوها هر دو سازمان‌هایی هستند که به استارتاپ‌ها با منابع مختلف کمک می‌کنند تا سریع‌تر و بهینه‌تر پیشرفت کنند.

اما اگر بخواهیم به‌طور خلاصه تفاوت این دو سازمان را بگوییم، استارتاپ استودیو به مراتب بنیادی‌تر از یک شتاب‌دهنده عمل می‌کند. در ادامه به تفصیل به مقایسه این دو سازمان از جنبه‌های مختلف می‌پردازیم.

تفاوت استارتاپ استودیو و شتاب دهنده از لحاظ نوع حمایت:

استارتاپ استودیوها در اغلب موارد شرکت را از پایه ایجاد می‌کنند  و اغلب برای همه چیز از بازاریابی گرفته تا تدارکات، فناوری و نیروی انسانی مستعد، منابع مالی و حتی پایه‌ای‌تر و فراتر از آن، استارتاپ را حمایت می‌کنند. 

از سوی دیگر، شتاب دهنده‌ها بیشتر بر آموزش، شبکه‌سازی، فضاهای کار مشترک، مربیگری و جذب سرمایه اولیه متمرکز هستند.

تفاوت استارتاپ استودیو و شتاب دهنده از لحاظ مدت زمان برنامه حمایتی

شتابدهنده‌ها معمولاً برنامه‌ای را ارائه می‌دهند که برای مدت زمان محدودی (معمولاً سه تا دوازده ماه) اجرا می‌شود و معمولا در “روز دمو” به پایان می‌رسد. 

استودیوهای استارتاپ معمولاً طول برنامه ثابتی ندارند و ممکن است تا چند سال و تا زمانی که استارتاپ تبدیل به کسب‌وکار مستقل شود، برنامه حمایتی آنها به طول بینجامد. 

تفاوت استارتاپ استودیو و شتاب دهنده از لحاظ هزینه:

هم استارتاپ استودیوها و هم شتابدهنده‌ها برای خدمات خود «کارمزد» دریافت می کنند. اغلب این کارمزد بصورت سهام آن شرکت است.

شتاب‌دهنده‌ها معمولاً بین دو تا 10 درصد سهام دارند و بسیاری از آنها هزینه‌هایی دارند که برای کمک‌های اضافه بر سازمان از سرمایه‌گذار پس می‌گیرند. 

استارتاپ استودیوها معمولا مشارکت بیشتری در استارتاپ‌ها دارند و معمولا سهام بیشتری نسبت به شتاب‌دهنده دریافت می‌کنند.

میزان سهام استارتاپ استودیوها در استارتاپ‌ها بسته به نوع بسته حمایتی و مدل کسب‌وکار و خدماتی که به استارتاپ ها ارائه می کنند معمولا از ۲۰ تا ۹۰ درصد متغیر است.

تفاوت استارتاپ استودیو و شتاب دهنده از لحاظ عملیات:

شتاب دهنده‌ها معمولا با واحدهای عملیاتی خارج از سازمان همکاری می‌کنند. در حالی که استارتاپ استودیوها در نحوه برخورد با این موضوع متفاوت هستند. اگر چه گاهی استودیوها با واحدهای عملیاتی خارج از سازمان نیز همکاری می‌کنند ولی در اغلب موارد، استودیوهای عملیاتی داخلی‌شان را برای رفع نیازهای استارتاپ ها مورد استفاده قرار می‌دهند.

تفاوت استارتاپ استودیو و شتاب دهنده از لحاظ مرحله رشد استارتاپ‌های مورد حمایت:

شتاب‌ دهنده‌ استارتاپ معمولاً با استارتاپ‌ها پس از تولید و درآمد اولیه کار می‌کنند و سرعت رشد آنها را تا رسیدن به سری A افزایش می‌دهند.

در مقابل هدف از مدل استودیوی استارتاپی معمولاً این است که شرکت‌ها را از یک ایده روی دستمال کاغذی راه اندازی کند و آنها را به (حداقل) مرحله سرمایه گذاری بذری برساند. هر چند بسیاری از استودیوها استارتاپ‌ها را تا مراحل بعدی مفاهیم و حتی تا خروج  نیز پشتیبانی می‌کنند.

مقایسه روند رشد تعداد شتاب دهنده ها در مقابل استارتاپ استودیوها:

همان طور که در تصویر زیر مشخص است، از سال ۲۰۰۷ به بعد که موج دوم و سوم استارتاپ استودیوها آغاز به کار کردند، تعداد استارتاپ استودیوها به نسبت شتاب دهنده رشد فزاینده‌ای گرفته که این نشان از موفقیت این مدل حمایت از استارتاپ‌ها در مقابل مدل شتابدهنده‌ها دارد:

تفاوت سرمایه‌گذاران خطرپذیر(VCs) و استارتاپ استودیوها

مانند شتابدهنده‌ها، VCها نیز از سازمان‌هایی هستند که شبیه به استارتاپ استودیوها کارکردی در جهت حمایت از استارتاپ‌ها دارند.

مهم ترین تفاوت VCها با استارتاپ استودیوها این است که بر خلاف استارتاپ استودیوها که از ابتدای شکل گیری ایده همراه استارتاپ هستند، سرمایه گذاران خطرپذیر معمولا در مرحله تجاری‌سازی وارد داستان می‌شوند.

 همچنین از آنجایی که حمایت VCها از استارتاپ‌ها بیشتر شکل مالی دارد، میزان سرمایه‌گذاری مالی شان معمولا بیشتر از استارتاپ استودیوهاست. 

جدول زیر تفاوت‌های استارتاپ استودیوها، شتاب‌دهنده‌ها و VCها را با جزئیات بیشتر بیان می‌کند.

چرا شتاب‌دهنده‌ها معروف‌تر از استارتاپ استودیوها هستند؟

یکی از دلایلی که استارتاپ استودیوها به اندازه شتاب‌دهنده‌ها شناخته شده نیستند این است که استارتاپ استودیوها به نام‌های مختلفی شناخته می‌شوند. نام‌هایی نظیر “Venture Studio”، “Startup Factory” و “Start Foundry” که اگرچه که عملکرد آنها بسیار مشابه استارتاپ استودیو است، اما ممکن است تفاوت‌های بسیار جزئی داشته باشند. 

این امر باعث شده که نام استارتاپ استودیو به اندازه شتاب‌دهنده و VC شنیده نشده باشد. طبق آمار گوگل آنالیتیکس، سرچ‌های موتور جستجوی گوگل هم میان این اسامی تقسیم شده. در حالی که در رابطه با شتاب‌دهنده اینطور نیست.

دلیل دیگری که نام شتاب‌دهنده به مراتب شنیده شده‌تر از استارتاپ استودیو است، این است که شتاب‌دهنده‌ها در روزی تحت عنوان “Demo Day” استارتاپ‌های خود را به سرمایه‌گذاران معرفی می‌کنند و سرمایه‌گذاران پیشنهادات خود را ارائه می‌کنند. وجود چنین رویدادی به شناخته شدن استارتاپ‌های موجود در برنامه شتاب‌دهنده‌ها و همچنین خود شتاب‌دهنده‌ها کمک به سزایی می‌کند.

انواع استارتاپ استودیوها

استارتاپ استودیوها شاخصه‌هایی دارند که با استفاده از این شاخص‌ها می‌توان آنها را دسته‌بندی کرد. البته این تفکیک استارتاپ استودیوها با استفاده از این شاخص‌ها به این معنی نیست که این دسته‌بندی‌ها به صورت قطعی و عینی هستند. با حال این تفکیک به ما کمک می‌کند ماهیت استودیوها را بهتر بشناسیم و با انواع مختلف آنها بیشتر آشنا شویم.

برخی از مهم‌ترین شاخص‌های متمایز‌کننده که برای طبقه‌بندی انواع استارتاپ استودیوها مورد استفاده قرار می‌گیرند عبارتند از:

تفکیک بر اساس بازار عمودی هدف (Vertical Market):

یک بازار عمودی (Vertical Market) بازاری است که در آن تقاضا منحصرا از یک صنعت به‌خصوص ارائه می‌شود و یا تنها قشر خاصی از مردم طالب محصولات آن بازار هستند. استارتاپ استودیوها از نظر زمینه فعالیت متفاوت هستند. 

برخی از آنها بازار عمودی خاصی را مدنظر ندارند و به صورت عمومی در همه بازارها و یا بازارهای هدف متنوعی فعالیت می‌کنند. این گونه استودیوها صرفا به کیفیت ایده‌ها، توانمندی‌ها و منابعی که در اختیار دارند و نیازهای بازار توجه می‌کنند.

 اما دسته‌ی دیگری از استودیوها فقط در بازارهای عمودی مشخصی به بررسی و انتخاب ایده و توسعه استارتاپ‌ها می‌پردازند. به عنوان مثال Logic Founders یکی از استارتاپ استودیوهایی است که به صورت اختصاصی به توسعه استارتاپ‌ها در حوزه فینتک می‌پردازد.

تفکیک استارتاپ استودیوها از لحاظ بیزنس مدل هدف

شاخص دیگری که می توان استارتاپ استودیوها را از هم متمایز کرد، بر اساس مدل کسب و کار(بیزینس مدل) های استارتاپ هایی است که می سازند. البته مانند بازار عمودی در اینجا نیز بسیاری از استودیوها روی بیزینس مدل ثابتی متمرکز نیستند و تمرکز آن‌‌ها روی شاخص‌های دیگری است. 

با این حال برخی از استارتاپ استودیوها متخصص در یک مدل کسب و کار هستند و تنها روی استارتاپ هایی سرمایه گذاری و ورود می کنند که از آن مدل استفاده می کنند. به عنوان مثال Efounders که یکی از معروف ترین استارتاپ استودیوهای اروپایی است بر استارتاپ های با مدل SaaS تمرکز دارد و یا استارتاپ استودیو Grind که متمرکز بر  eCommerce کار کند. 

از سوی دیگر استارتاپ استودیوی Rocket Internet که یکی از قدیمی ترین و بزرگترین استارتاپ استودیوهای جهان است و شرکت اسنپ نیز از استارتاپ های موفق آن محسوب می شود روی مدل کپی برداری از استارتاپ های موفق آمریکایی در اروپا تمرکز دارد.

تفکیک استارتاپ استودیو از لحاظ سطح مشارکت

استارتاپ استودیو ها به لحاظ سطح مشارکت و نقش آن‌ها در توسعه استارتاپ به ۴ مدل اصلی تفکیک می شوند:

۱- مدل استودیو هم بنیانگذار اول:

این مدل از استارتاپ استودیو برای کارآفرینانی که هدف و ایده ای در سر دارند اما منابع لازم برای راه اندازی و گسترش استارتاپ شان ندارند مناسب است. 

استارتاپ استودیو در کنار کارآفرین قرار می گیرد و نیاز او را به منابعی مانند  سرمایه، تکنولوژی، تیم، استراتژی، ارتباطات، بازاریابی، ارزیابی و تکنیک های رشد مرتفع می نماید و در ازای آن بخش مهمی از سهام استارتاپ را تملک می کند. استودیوهایی نظیر Pioneer Square Labs, Human Ventures, Madrona Venture Labs, Blenheim Chalcot, Alley Corp  از این مدل استفاده می کنند.

در این نوع از استودیوها، کارآفرین ایده و چشم انداز مورد نیاز را فراهم می آورد و در مقابل استودیو مسئولیت فعالیت های عملیاتی نظیر تحقیقات بازار، اعتبارسنجی ایده، تامین مالی توسعه فنی محصول،‌ تدوین برنامه مالی و توسعه برنامه ورود به بازار، همکاری در بازاریابی و کمک به تامین مالی و بر عهده گرفتن مسئولیت جذب سایر افراد مورد نیاز تیم را بر عهده خواهد داشت.

 در این مدل بعد از تامین مالی، استارتاپ به صورت مستقل به مسیر خود ادامه خواهد داد.

۲- مدل استودیو هم بنیانگذار دوم

کارآفرینانی که ایده و کمینه محصول پذیرفتنی دارند اما برای ورود به بازار و رشد به منابع مشخص و افراد متخصص نیاز دارند به سراغ این نوع استارتاپ استودیوها خواهند رفت. استودیو تامین مالی، زیرساخت های فناوری، استخدام نیرو، ارتباط با صنعت، تاکتیک های رشد، پشتیبانی حقوقی، مالی و منایع انسانی را بر عهده می گیرد و در ازای آن سهام دریافت می کند. 

در این مدل آنچه کارآفرین نیاز دارد، کمک های عملیاتی، پشتیبانی فنی و فرصت های ارتباطی است. در چنین شرایطی بهتر است استارتاپ با یک نیاز مشخص به استودیو مراجعه کند مثلا نیاز به تولید پروتوتایپ کامل محصول یا نیاز به افراد متخصصی برای تست کامل محصول یا نیاز به اجرای کمپین بازاریابی کلیکی. در این موقعیت استودیو به عنوان هم بنیانگذار دوم، این نیازها را برای استارتاپ مرتفع می کند.

نمونه هایی از استارتاپ استودیوهایی که با این مدل فعالیت می کنند عبارتند از Hangar, Expa, Timeal, Innovation Department, FKTRY+

۳- استودیوی برون سپاری توسعه محصول

این مدل مناسب کارآفرینان است که یک ایده، تیم ، برنامه ورود به بازار و منابع عملیاتی مورد نیاز را در اختیار دارند و فقط می خواهند کسی محصول را برایشان بسازد و در خصوص فروش و سایر عملیات مربوط به رشد به آنها کمک کند.

در این مدل، استودیو سازنده در مقابل دریافت بخشی از سهام یا مقداری پول و در بسیاری از موارد ترکیبی از این دو، محصول مورد نیاز کارآفرین را توسعه می دهد و آن را پشتیبانی می کند.

همان طور که مشخص است این مدل شباهت زیادی به فعالیت شرکت هایی دارد که در نقش پیمانکار توسعه محصول عمل می کنند. مهم ترین تفاوت این دسته از استودیوها با شرکتهای متداول توسعه نرم افزار، این است که با توجه به سهامی که در ازای توسعه محصول دریافت می کنند، پوستشان در بازی قرار می گیرد و این به این معناست که برای توسعه محصول و پیاده سازی استراتژی رشد مناسب تلاش بیشتری خواهند کرد.

نمونه هایی از این نوع از استارتاپ استودیوها عبارتند از: Rocka, Concepter, Spark Foundry, Differential+

۴- مدل هم بنیانگذار سوم(3rd co founder)

در شرایطی که یک کارآفرین با ایده، چشم انداز و تیم عملیاتی و همچنین ارتباطات مورد نیاز در صنعت به استودیو مراجعه کند و استودیو علاوه بر توسعه محصول نرم افزاری، مسئولیت بازاریابی، فروش و رشد را نیز بر عهده داشته باشد، می توان استودیو در این طبقه بندی قرار دارد.

این مدل ترکیبی از مدل استودیو برون سپاری توسعه محصول و مدل هم بنیانگذار اول است.

مهم ترین تفاوت این مدل با حالت استودیو توسعه محصول این است،‌که استودیو علاوه بر مسئولیت تولید محصول، در هک رشد استارتاپ نیز مشارکت می کند و منابع لازم برای تسریع رشد مقیاس شرکت را در اختیارش قرار می دهد.

Beeso.io, Unstuck Labs, نمونه هایی از استودیو هایی هستند که از این مدل بهره می برند.

در این حالت استودیو به عنوان یک کوفاندر تکنیکال برای کارآفرین به ایفای نقش می پردازد و در خصوص مسائل دیجیتل به او کمک می کند، ولی در اغلب موارد نقشی در فروش،‌تامین مالی،‌جذب استعدادها،‌تامین فضا و ایجاد ارتباطات لازم کاری که اغلب استودیوها ارائه می دهند نخواهد داشت.

سایر شاخص های تفکیک استارتاپ استودیوها

علاوه بر انواع مدل های ذکر شده بالا در تفکیک استارتاپ استودیوها، شاخص های دیگری نیز می تواند به عنوان مبنای تمایز آنها مورد استفاده قرار گیرد که در ادامه به انها به اختصار اشاره می شود:

بر اساس منبع ایده

استودیوها از این نظر که ایده‌ها را از کجا دریافت می‌کنند با یکدیگر متفاوت هستند. برخی از استودیوها ایده‌ها را به صورت داخلی(Internal) و بعضی به صورت خارجی(External) دریافت می‌کنند.

بر اساس نوع و میزان حمایت مالی

روش‌های حمایت مالی نیز در استارتاپ استودیوها متفاوت است. به عنوان مثال میزان سرمایه‌گذاری، نوع سرمایه‌گذاری، هزینه‌ی سرمایه‌گذاری و… در استودیوهای مختلف، متفاوت است. این تفاوت در این که سرمایه‌گذاری به صورت داخلی است و یا اینکه سرمایه‌گذار از بیرون جذب می‌شود هم ممکن است وجود داشته باشد.

بر اساس نرخ تولید استارتاپ 

تعداد استارتاپ هایی که استودیو به صورت همزمان روی آنها در یک دوره کار می‌کند نیز شاخص دیگری است که استودیوها را از یکدیگر متفاوت می‌کند. 

انواع ساختارهای حقوقی در استارتاپ استودیوها

بر اساس تحقیقات انجام شده،‌ استارتاپ استودیوها عموما از یکی از پنج ساختار حقوقی که در ادامه تشریح می شوند استفاده می کنند:

1- مدل تک سرمایه ای – شبیه به وی سی ها (Single Fund Model)

مدل تک سرمایه ای استارتاپ استودیو

این مدل ساختاری شبیه به صندوق های سرمایه گذاری جسورانه دارد و استودیو در ازای دریافت سهام ممتاز، بر روی استارتاپ جدید سرمایه گذاری می کند. از مهم ترین ویژگی های این مدل همراهی یک سرمایه گذار واحد و حمایت او در راستای پوشش هزینه های استارتاپ در حال رشد است.

تک سرمایه ای بودن یکی از مزایای مهم این مدل است، اما معایبی هم دارد که از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد: 

  • دریافت وجه نقد کم در ازای اعطای سهام زیاد
  • تخصیص سهام به همه اعضای تیم برای تشویق آنها به تلاش بیشتر
  • دشواری فروش سهام در صورت عدم تزریق سرمایه در راند های بعدی 
  • احتمال شکست استارتاپ در حال رشد یا خطر دریافت سرمایه پیش از آمادگی کامل استارتاپ

2- مدل کارگاه تک سرمایه با بازگشت پول (Single Fund Model Foundry)

مدل کارگاه تک سرمایه با بازگشت پول  استارتاپ استودیو

در این مدل، صندوق مستقیما در شرکت جدید سرمایه گذاری می کند و بنیانگذاران استودیو سهامداران شرکت جدید هستند. همچنین یک استودیو عملیاتی متشکل از تیم ها و نیروهای متخصص نیز ایجاد می شود تا شرکت از منابع آن استفاده کند. پس از رسیدن شرکت به درآمد و پوشش هزینه های خود، نیروها و منابع استودیو عملیاتی از آن خارج خواهد شد.

با موافقت کمیته مشاوره مشارکت محدود؛ که به اختصار به آن LPAC می گوییم، استودیو عملیاتی اجازه دارد برای شرکت ها فاکتور صادر کند. همچنین در این ساختار LP ها یا همان شرکای محدود بخشی از سهام شرکت را می توانند دریافت کنند.

3- مدل هویت دوگانه – جفت وی سی و استودیو (Dual Entity Model)

مدل هویت دوگانه، با ساختارهای استودیو و سرمایه گذاری جسورانه متفاوت است. در این مدل، استودیو بنیانگذار شرکت جدید و سهامدار عادی و سرمایه گذار سهامدار ممتاز شرکت تازه تاسیس خواهند بود. 

در مدل هویت دوگانه، استودیو محدودیتی برای انجام فعالیت های عملیاتی در شرکت های در حال رشد ندارد. استودیو تحت شرایطی، به سرمایه گذار حق پیش-سرمایه گذاری می دهد.

4– مدل استودیو منفرد بدون سرمایه (Single Studio Model)

همانطور که در تصویر دیده می شود، ساختار این مدل بسیار ساده است. استودیویی که استارتاپ های جدید را تاسیس و برای آن ها تامین سرمایه می کند. استودیو می تواند سهامدار عادی یا ممتاز استارتاپ باشد که البته ساز و کار مشخصی در این خصوص وجود دارد. 

در این مدل شرکای محدود درصد مشخصی از سهام استارتاپ را خریداری می کنند و باقی مانده سهام به مدیریت استودیو تخصیص می یابد.استودیو فعالیت های عملیاتی را نیز برای مدت مشخصی (معمولا 3 سال) بر عهده می گیرد و در صورت نیاز سرمایه تزریق می کند.

5- مدل استودیو منفرد + سندیکای مرتبط (Single Studio Model + Syndicate)

این ساختار از مدل تک استودیو نشات می گیرد که با اصلاح برخی از نکات منفی آن و افزودن سندیکاهایی سعی در تکمیل مدل دارد. در این ساختار، استودیو به تشکیل شرکت های جدید می پردازد و هنگامی که این شرکت ها به سرمایه بیشتری احتیاج پیدا می کنند، SPV ها ایجاد یا اتحادی از سرمایه گذاران فرشته تشکیل می شود تا از طریق استودیو؛ یا در کنار استودیو در شرکت جدید سرمایه گذاری کنند. به طور کلی در این مدل مفهوم اتحادیه سرمایه گذاری را مطرح می شود.

مزایای استارتاپ استودیوها

ایجاد یک استارتاپ از طریق استارتاپ استودیو مزایای زیادی دارد. استفاده از منابع و زیرساخت‌های استارتاپ استودیو باعث می‌شود که فرایند تبدیل ایده به یک شرکت بصورت بهینه‌تری صورت بگیرد. از جمله مزایای استارت ‌آپ استودیو می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

پیشرفت سریع‌تر

هر استارتاپ استودیو تیم متخصصی دارد که عموما حرفه ای و دارای تجربه های موفق قبلی هستند. استفاده از تجربه و روش های امتحان پس داده باعث می شود کارآفرینان سریعتر در مسیر صحیح قرار بگیرند و پیشرفت استارتاپ در مسیر پیشرفت بسیار سریع‌تر از حالت معمول طی می‌شود.

ساختار بهتر و تیم حرفه‌ای تر 

استارتاپ استودیوها معمولا در زمینه‌های تخصصی خاصی فعالیت می‌کنند. وجود افراد متخصص در این استودیوها باعث می‌شود که استارتاپ تشکیل شده بتواند راه و چاه مسیر را بهتر بشناسد و بتواند بهتر عمل کند. 

همچنین استفاده از نیروهای استودیو و همچنین شهرت استودیو(یا شرکت مادر) باعث می‌شود که جذب نیرو و تشکیل تیم برای بخش‌های مختلف استارت‌‌آپ آسان‌تر و بهتر انجام شود. شاید در حالت معمول استخدام افراد با سابقه و کاربلد برای یک استارتاپ نوپا کار ساده‌ای نباشد، اما با حمایت یک استارتاپ استودیو این کار شدنی است.

ساخت چندین ایده به طور همزمان

یکی از مزایای کلیدی یک استودیو این است که به صورت مستمر ایده‌ها را ارتقا میدهد. یک استارت آپ معمولی به شما این شانس را می دهد که یک ایده خوب را دنبال کنید و شانسی وجود دارد که بتوانید آن را به موفقیت برسانید.

با این حال، یک استودیو به شما این امکان را می دهد که یک ایده خوب را بپذیرید و همزمان روی ایده بعدی کار کنید. این بدان معنی است که هر گونه پیشرفت یا نیاز به تغییر ضروری را به سرعت متوجه می شوید و ممکن است ایده “خوب” به سرعت به نفع چیزی “عالی” کنار گذاشته شود. این نه تنها شانس موفقیت مالی و اقتصادی را افزایش می دهد، بلکه به شما امکان می دهد تا از ایده خود خلاقانه ترین استفاده را ببرید و همیشه در تلاش برای ایجاد یک ایده جدید و رویارویی با یک چالش جدید باشید.

اشتراک‌گذاری منابع و تجربه‌ها

آمارها نشان می دهد که بسیاری از استارتاپ ها محکوم به شکست هستند و متاسفانه این امر اجتناب ناپذیر بازار است. با این حال، با نگاه دقیق‌تر، مشخص می‌شود که بسیاری از این شکست‌ها ناشی از اشتباهات مشابه مالکان و بنیان‌گذاران است.

در یک استارتاپ معمولی، اغلب به دلیل بی‌تجربه بودن در زمینه رساندن استارتاپ به مرحله بعدی، کارآفرین بعد از مدتی احتمالاً تسلیم می‌شود و به سمت پروژه جدیدی می‌رود، بدون اینکه این تجربه را با کسی به اشتراک بگذارد. اما در یک استارتاپ استودیو منابع، دانش و تجربه با هم ترکیب می شوند و دانش تجمیع شده باعث می شود از این اشتباهات ساده اجتناب شود. 

به طور مشابه، رموز موفقیت‌ها و روش های برگزیده و امتحان پس داده، می‌تواند توسط افرادی که در زمینه‌های مختلف کار کرده‌اند به اشتراک گذاشته شوند، و دسترسی به این دانش و تجربه ها به از بین بردن تلفات زمان و پول کمک می‌کند.

تصمیمات بدون ریسک «ترک، تغییر یا ادامه دادن»

استارتاپ استودیو فرصت هایی را برای کار روی ایده ها و پروژه های مختلف به طور همزمان فراهم می کند. اگر شما تنها یک ایده و یا یک استارتاپ را برای گسترش دادن انتخاب کنید، همه تخم‌ مرغ‌های خود در یک سبد قرار داده اید.

 با این حال، یک استودیو چالش و مزایای کار بر روی یک استارتاپ – خود استودیو – را ارائه می‌کند و در عین حال به شما امکان می‌دهد در طیف وسیعی از ایده‌ها سرمایه‌گذاری کنید.

 این تطبیق پذیری شانس موفقیت شما را افزایش می دهد چرا که در صورت تزلزل یک استارتاپ گزینه های دیگری را نیز در اختیار دارید. 

تکرار موفقیت‌ها

اشتراک گذاری منابع و تجربیات در یک استارتاپ استودیو سبب می شود پس از کشف فرمول برنده به راحتی بتوان آن را شبیه سازی و تکرار کرد. 

استودیو می تواند دستور العملی را انتخاب کند که موفقیت آمیز است، و از آن برای ساختن و پرورش دادن شرکت دیگری استفاده کند. این شرکت دوم سپس منجر به ایجاد شرکت سوم می شود و این روند می تواند با اطمینان منطقی از موفقیت بنیانگذاران تکرار شود. این برای سرمایه گذاران نیز عالی است. آن‌ها می‌دانند که سابقه سود ثابتی وجود دارد، و این یک مدل آزمایش‌شده است که معمولاً منجر به کسب‌وکار موفق می‌شود. 

استارتاپ استودیوها چه خدماتی به استارتاپ ها می دهند؟

در فرایند شکل‌گیری ایده تا اجرای آن، استارتاپ استودیوها به شکل‌های مختلفی از استارتاپ‌ها حمایت میکنند.  یک استارتاپ استودیو، استارتاپ های خود را در زمینه استراتژی و چشم انداز، منابع مالی، منابع انسانی، بازاریابی و فروش،‌ پشتیبانی از مشتریان و توسعه تکنولوژی حمایت میکند. میزان هر یک از این خدمات بسته به رویه کاری استارتاپ استودیو متفاوت است. اما میتوان گفت تقریبا تمام استارتاپ استودیوها بخش یا کل این حمایت‌ها را دارند. در ادامه به توضیح خدمات استودیوها می‌پردازیم.

خلق و اعتبارسنجی ایده:

غیر از استودیوهایی که روی ایده های خارجی و در کنار هم بنیانگذاران صاحب ایده فعالیت می کنند، اغلب استارتاپ استودیوها معمولا ایده ها را به صورت داخلی تولید، مطرح و اعتبارسنجی می‌کنند. اعضای یک استارتاپ استودیو مدام در حال جستجو کردن و پیشنهاد دادن و صحبت کردن راجع به ایده‌ها و تغییر و تکمیل آن‌ها هستند.

با این حال همه استودیوها چه آنهایی که روی ایده های خارجی کار می کنند و چه آنهایی که ایده های داخلی خود را توسعه می دهند، در مرحله بعد، اعتبارسنجی ایده ها را انجام می دهند. در این مرحله به روش های مختلف از جمله مصاحبه با مشتریان هدف، مطالعه و تحقیق و الگوبرداری ایده های موفق مشابه و نظرسنجی های کیفی و کمی کارا بودن ایده ها بررسی می شوند.

اگرچه اعتبارسنجی ایده به معنای تضمین موفقیت آن نیست،‌ولی بدون اعتبارسنجی، ریسک کار کردن روی یک استارتاپ به نحو چشمگیری افزایش می یابد، بنابر این مرحله اعتبار سنجی جزو مهمترین فعالیت های عملیاتی یک استارتاپ استودیو محسوب می شود.

سرمایه‌گذاری

سرمایه‌گذاری و حمایت مالی بخش ثابت همه سازمان‌های حمایت کننده استارتاپ‌ها است. اما مقدار و نوع آن بسته به نوع سازمان متفاوت است. استارتاپ استودیوها معمولا بخشی از سهام شرکت را پیش خرید می‌کنند و در ازای آن مبلغی را به عنوان حمایت مالی در ابتدای مسیر به بنیان‌گذاران استارتاپ می‌دهند. 

حمایت مالی استودیوها در اینجا به پایان نمی‌رسد و معمولا تا شکل‌گیری و استقلال شرکت ادامه دارد. در واقع یکی از مهم ترین مزیت های استودیوها این است که دغدغه جذب سرمایه را از دوش بنیانگذاران استارتاپ مرتفع می کند تا آنها بتوانند بر توسعه محصول و خلق ارزش برای مشتریان متمرکز شوند.


جذب منابع انسانی

جذب افراد مستعد و تشکیل تیم یکی از مهم‌ترین مراحل شکل‌گیری استارتاپ است. استودیوها علاوه بر اینکه از عوامل داخلی برای توسعه استارتاپ و تشکیل شرکت نوپا استفاده می‌کنند، به بنیانگذاران کمک می‌کنند تا افراد مناسب را نیز برای موقعیت‌های شغلی استارتاپ پیدا کنند.

 هرچند که فرایند تکمیل نیروهای انسانی بدون کمک استارتاپ استودیوها هم ممکن است؛ اما شهرت یک استارتاپ استودیو، دانش و توانمندی متخصصین جذب استعدادها در استارتاپ استودیو و همچنین رزومه کاری آن می‌تواند کمک بزرگی به این امر بکند.


بازاریابی

همانطور که پیش‌تر گفته شد یک استارتاپ استودیو از مراحل اولیه همراه یک استارتاپ است و تا راه اندازی کامل شرکت و همچنین بازاریابی و فروش محصولات و خدمات شرکت همراه آن است. هرچند که میزان و شکل همراهی در زمینه بازاریابی در استودیوهای مختلف، متفاوت است اما معمولا در همه استودیوها این امر وجود دارد.

دانش و تجربه متخصصین بازاریابی مستقر در تیم استارتاپ استودیو، زمان و هزینه پیدا کردن بهترین و موثرترین کانال ها و پیام های بازاریابی را به نحو قابل ملاحظه ای برای استارتاپ کاهش می دهد. علاوه بر این استارتاپ های جدید این شانس را دارند تا از بک لینک، ترافیک و مشتریان قبلی استارتاپ های موجود در سبد یک استارتاپ استودیو بهره مند شوند.

فضای کاری

فضای کاری خدمتی است که شاید در همه استودیوها وجود نداشته باشد. اما بعضی از استارتاپ استودیوها بعد از تایید کردن ایده و شروع کار استارتاپ، فضایی را برای کار کردن در اختیار تیم می‌گذارند. بسیاری از استودیوها یک فضای کار اشتراکی را در اختیار استارتاپ قرار می دهند. 

حضور در فضای کاری مشترک در کنار تیم متخصص استودیو و سایر تیم های استارتاپی علاوه بر رفع دغدغه محل استقرار باعث می شود شبکه سازی بهتری صورت گیرد و دانش و تجربیات تیم های مختلف با هم به اشتراک گذاری شوند.

خدمات اداری و حقوقی

استارتاپ ها در ابتدای شکل گیری از لحاظ حقوقی و اداری بسیار شکننده و فاقد منابع لازم هستند. به دلیل نداشتن شخصیت حقوقی ممکن است استارتاپ با مشکلاتی مواجه شود که در این موقعیت ها می تواند از شخصیت حقوقی استارتاپ استودیو استفاده نماید.

علاوه بر این دانش و تجربه و متخصصین حقوقی مستقر در استودیو، می تواند به عنوان ابزاری برای کاهش ریسک های حقوقی و تنظیم قراردادهای مورد نیاز استارتاپ مورد استفاده قرار گیرد.

استارتاپ استودیو تافردا

شرکت تدبیر انتخاب فردا در تیر ماه ۱۴۰۰ تاسیس شد و با نام تجاری استارتاپ استودیو تافردا آغاز به کار کرده است. این شرکت به عنوان یکی از شرکتهای زیرمجموعه گروه عظام و تحت مالکیت این مالکان این گروه با هدف سرمایه گذاری و توسعه کسب و کارهای فناورانه در سه حوزه خودرو، گردشگری و فینتک فعالیت خود را آغاز کرده است.

هدف استارتاپ استودیو تافردا این است تا با بهره گیری از سرمایه و دانش تخصصی موجود در گروه عظام در دو حوزه زنجیره تامین قطعات خودرو و همچنین گردشگری و ترکیب آن با دانش و تجربه نیروهای متخصصی که در شرکت تدبیر انتخاب فردا گرد هم می آورد، در دو بخش استودیوی توسعه محصول و استودیوی شتابدهی به حمایت از ایده های استارتاپی و ایجاد کسب و کارهای فناورانه موفق بپردازد.

پیچ دک چیست
پیچ دک

پیچ دک یک ارائه کوتاه بین 10 تا 20 اسلاید به منظور معرفی مختصر کسب‌وکار، ایده و استارتاپ در مقابل سرمایه‌گذاران برای دریافت سرمایه است.

استارتاپ چیست
استارتاپ چیست؟

از بنیان‌گذار استارتاپ تنها بدون تیم گرفته تا بزرگترین شرکت­‌های فنی در جهان تعریف متفاوت، بسیار گسترده و نا­مشخص از استارتاپ دارند. در­حالی که اکثر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین بخوانید.

نوآوری در صنعت خودرو

نوآوری در صنعت خودرو می‌تواند در جنبه‌های مختلف باشد. نوآوری می‌تواند در خدمات پس از فروش خودرو باشد یا اینکه تحولی در سیستم حمل‌ونقل شهری

دیزاین اسپرینت چیست؟

بیشتر شرکت‌ها در جلسات هم اندیشی قدیمی گیر کرده‌اند؛ بحث و جدل بی‌پایان در جلسات، فرار از تصمیم‌گیری، تسلط برون گراها در جلسات، همه اینها

اسکرام چیست؟

اسکرام یک فریمورک است که به تیم‌ها و گروه‌ها این امکان را می‌دهد تا از این طریق با همدیگر همکاری داشته باشند. اسکرام مانند یک

چگونه سرمایه گذار جذب کنیم؟

یکی از چالش‌های اصلی که صاحبان کسب و کارهای استارتاپی با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، تامین سرمایه اولیه است. برخی از استارتاپ‌ها هم

Send Us A Message